دکتر عزتالله نگهبان، پدر باستانشناسي نوين ايران روي در نقاب خاک کشيد. وي که در چهارسال پاياني عمر به بيماري آلزايمر و پارکينسون مبتلا شده بود، به گفته پسرش "بهمن نگهبان" ، روز 14 بهمن 87 در آمريکا در گذشت.
عزتالله نگهبان، در سال 1300 شمسي در اهواز به دنيا آمد. تحصيلات خود را در دبستان جمشيد جم و دبيرستان فيروز بهرام و مدرسه فني آلماني در تهران به پايان برد. او در سال 1328 در رشته باستان شناسي از دانشگاه فارغالتحصيل شد. در سال 1329، وارد مؤسسه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو شد و در مدت چهارسال مدرک فوق ليسانس اين دانشکده را از آن خود کرد.
طي اين سالها با راهنمايي رونالد مککان به بررسي سير سفال نخوديرنگ در منطقه خوزستان پرداخت و اطلاعات بسياري در اين زمينه جمعآوري کرد که حاصل آن را در نهايت در رساله خود تدوين کرد.
وي در سال 1335 به ايران بازگشت. پس از اين مراجعت ، نگهبان با درجه دانشياري به استخدام دانشگاه تهران درآمد و با اخذ دکترا از دانشگاه تهران در سال 1345، به درجه استادي ارتقا يافت. از 1346 تا 1356، دکتر نگهبان مديريت گروه باستانشناسي را به عهده داشت. وي چند سالي نيز رئيس دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران بود.
وي درسال ۱۳۳۶ مؤسسه باستان شناسى دانشگاه تهران را بنياد نهاد و به مدت ۱۰ سال عهده دار رياست آن بود. وي در اين مدت با ايجاد تحول در اين رشته توانست لقب پدر باستان شناسي نوين ايران را از آن خود کند.
گزارشهايى مبنى بر غارت تپه باستانى مارليک موجب شد وي در سال ۱۳۴۰ در راس هياتي به کاوش در اين منطقه بپردازد. حاصل کاوش دستيابي به آرامگاههايي با تعداد زياد جامهاي زرين و سيمين بانقوش برجسته و زيبا و تزييناتي از صحنههاي خيالي و موجودات افسانهاي، ظروف سفالي، سلاحهاي مفرغي، ظروف بدل چيني، شيشهاي و ديگر شاهکارهاي هنري بود که برگ زريني از تاريخ و تمدن ايران به شمار ميرود.
نگهبان همچنين در سال 1344با کاوش بر مجموعه آثار باستاني هفت تپه در منطقه طرح نيشکر و دستيابي به آثار معماري باعث نجات آثار موجود در اين محوطه تاريخي شد.ازجمله کارهاى ماندگار نگهبان در دانشگاه تهران قراردادن واحدهاى عملى براى دانشجويان اين رشته حين ۴ سال تحصيل بود. او با متمرکز کردن فعاليتهاى علمى خود درايران اقدام به ايجاد کارگاهى دائمى دردشت سگز آباد قزوين کرد.
بررسيهاي کلاردشت و دشت قزوين، شمال خراسان، ابوفندوا در خوزستان، بررسيهاي غرب کشور با همکاري بردوود از ديگر خدمات با ارزش وي در عرصه باستان شناسي است. همکاري بردوود سرآغاز فصلى جديد در باستان شناسى ايران بود و در نتيجه آن گروهى از بهترين باستانشناسان بين المللى مانند سانگهول، کنت فلانرى، پتى جوواتسون و بروفسها فعاليتهاى علمى خود را در ايران متمرکز کردند.
نگهبان، يکي از سرسختترين مدافعان منظمکردن فعاليتهاي مربوط به باستان شناسي بودهاست. بسياري او را دشمن بزرگ قاچاقچيان و دلالان عتيقه در ايران ميدانند.
وي در پنجمين کنگره بينالمللي باستانشناسي و هنر ايران در سال 1347، مقالهاي ارائه داد و در آن مادهاي پيشنهاد کرد که بر اساس آن خريد و فروش اشياي باستاني به صورت غيرمجاز و از طريق قاچاق ممنوع اعلام شود و کنگره را ملزم به بيانيهاي در اين زمينه کرد. وي با ارائه اين مقاله، نقش اساسي در تصويب قطعنامه محکومکردن قاچاق و فروش اشياي عتيقه داشت.

